X
تبلیغات
رایتل
جمعه 18 آبان 1386

یشگویی آسمانی یا آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

 

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد


عمر جهان امروز بر اساس نظریه های جدید، تا حدود 16 میلیارد سال محاسبه شده است. ابتدای جهان نیز با انفجاری ( مهبانگ - Big Bang )  همراه بوده که در عرض حدود 1 ثانیه ماده ایجاد شده است. اما قبل از آن در جهان چه بوده است؟ جواب انرژی است. چهار انرژی، اول انرژی هسته ای قوی، دوم انرژی هسته ای ضعیف، سوم نیروی الکترو مغناتیسی، و چهارم انرژی گرانش. در زمان صفر تا حدود یک ثانیه پس از مهبانگ، در کسرهای بسیار بسیار کوچک زمان، ذرات ریز ماده ساخته شده و بر ابعاد جهان افزوده شده و در نتیجه مقدار ماده ساخته شده بیشتر و بیشتر و بر اساس قانون دوم نیوتن، از میزان انرژی کاسته شده است.


کار ساخت ماده در کارگاه هستی ادامه داشت تا غبارهای گازی کیهانی بوجود می آیند و پس از آن، از تجمیع و فشردگی آنها کهکشانها پدیدار میشوند و از قلب کهکشانها، ستارگان متولد میشوند. سپس منظومه های ستاره ای و سیارات قدم به عالم هستی میگزارند و در نقطه ای از عالم، از میان میلیاردها کهکشان، در کهکشانی به نام راه شیری، ستاره ای از میان یکصد میلیارد ستاره موجود در آن، سیاره ای را میسازد بنام زمین. در زمین شرایط کاملا مهیا است برای بوجود آمدن حیات. در عرض یک تا دو میلیارد سال آب بوجود می آید و بعد تک سلولیهایی در آب که اکسیژن میسازند و جو را بوجود می آورند. فاصله هم که از خورشید بسیار مناسب است. دمای مناسب و آب، محیطی ایده آل است برای بوجود آمدن موجودات چند یاخته ای و بعد ماهیها و بعد دوزیستان و بعد جانوران خشکی زی. در میان گونه های فراوان موجودات، تنها یک گونه در جهت تکامل مغز پیش میرود و کم کم بر محیط پیرامون خود مسلط میشود و ...


کتاب جیمز ردفیلد بنام پیشگویی آسمانی و فیلمی که بر اساس آن ساخته شده، تا حدودی بر تعاملات انرژی با منبع آسمانی اون حرف میزنه و نه یا ده پیشگویی رو که قرنها پیش گفته شده، بیان میکنه و راه حلهایی برای بهتر شدن زندگی انسان مطرح میکنه و ظاهرا داستان رو بر اساس سلوک معنوی خودش که لمس کرده نوشته. من فکر نمیکنم در این کتاب چیز جدید و هیجان انگیزی گفته شده باشه که عده ای اینقدر از اون تعریف میکنن. حرفهایی که قرنها پیش عرفای خودمون خیلی خیلی شیواتر و عرفانی تر بیان کردن. یادمه زمانی کتابهای کارلوس کاستاندا و زمانی که تا امروز هم ادامه داره، کتابهای مرتاضهای هندی روی خیلی ها تاثیر هیجانی گذاشته بود. ضمنا بر اساس سنت هالیوود، از اون همه راهب و کشیش لاتین و پرویی، چند تا آمریکایی، اتفاقی در جریان قضایا قرار میگیرن و تا ته خط هم میرن و آخرش هم ظاهرا قراره اون پسر خوش تیپ مک کوئین امریکایی، پیشگویی دهم رو کشف کنه و احتمالا در قسمتهای بعدی فیلم و کتاب، دنیا رو از شر ترس و وحشت و تروریسم و احتمالا مسلمونا خلاص کنه.


تا اونجایی که من خوندم و شنیدم، سلوک راه و روشی داره که اولینش و مهمترینش مدت طولانی اونه. یه آقا پسر کاکلی از ینگه دنیا، میره جنگلهای پرو، یه دختر مو بور مامانی رو میبینه و اون بهش میگه نگاه کن و ببین، شازده هم نگاه میکنه و انرژی رو میبینه. بعد یه خانم آمریکایی دیگه میگه فکر کردی اون هاله ای که دور و بر قدیسین کشیدن چیچیه؟ همینه دیگه، انرژیه. ( از این هاله ها اینطرفها هم پیدا میشه ضمنا ). سر جمع، یه هفته هم نمیشه که این آقا پسر به همچین درجاتی میرسه.


نسخه های این چنینی هالیوودی که از توش حسابی هم پول در میاد برای تغییر دنیا، کهنه و رنگ و رو رفته شده. اگر این کتاب اینقدر روشنگره و مقبول، چرا هیچ بنیاد دینی ای انتشار و پخش مجانی اونو قبول نمیکنه ؟ به این دلیل که تا پول ندید، از موعظه خبری نیست.
جای تعجب اینجاست که با اینکه ما در فرهنگ قبل و بعد ورود اعراب، در فرهنگ سازی سرآمد بودیم، حالا با این جریانات دچار تخطئه و خلسه میشیم و خود اصلی مون، یادمون میره. اولین لوح حقوق بشر، اولین حکومت مردم مدار، اولین مجلس قانون گذاری، قبل از ورود اعراب و بعد از اون، هضم فرهنگ مهاجمین و رشد نمو دوباره و دانشمندان و سخنوران بزرگ، چون فردوسی و سعدی و پور سینا و زکریای رازی و ...


نه اینکه دچار خودبزرگ بینی بشیم و بگیم فقط ناسیونالیسم ایرانی، که یقینا باید حرف دیگران رو شنید، اما اگه کسی دنبال عرفان میگرده، نابترین و درست ترینش اینجاست. تو کشور خودمون. تو کتابخونه همه ما هست. تو دیوان حافظ هست. مولوی ِ ایرانی گفته و مهمتر اینکه اونها تجربه کردن و راه رو رفتن و سنجیدن و بطور کاملا مجانی و بدون چشمداشت و با دیدگاه جهان وطنی، برای همه ابنا بشر، از ایرانی و آسیای و آمریکایی و اهالی پرو، به یادگار گذاشتن. اینکه ما دنبال حرفهای اغیار میریم و برامون جذابه، اشکال از خودمونه که حرف خودمون رو نمیفهمیم و در سخن دیگران دنبالش میگردیم. با هزاران تغییر و تغیّر و شعارهای به نفع خودشون. کافیه حرفهای مولوی بزرگ که امروز در همون ینگه دنیا طرفداران بسیاری داره، رو بفهمیم، به اندازه بضاعت خودمون، نه بیشتر. اونوقت میبینیم که تمام کتابهای اینطوری گرته برداری از همون حرفها و روشها است.


و سخن آخر؛

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد                وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است             طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش                  کو به تایید نظر حل معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست              و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم         گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود                     او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا             سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند                      جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید                        دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست              گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد