X
تبلیغات
رایتل
شنبه 4 شهریور 1385

شب های تهران

 


با اجازه از روزنامه شرق و آقای میر فتاح


کرگدن نامه

شب های تهران

سیدعلی میرفتاح


 

هر که هرچه می خواهد آزاد است از تهران بگوید و بنالد از شلوغی سرسام آور و ازدحام آزارنده و دود متراکم این شهر... اما شب این شهر، چیزی کم از شب عاشقان بی دل ندارد، اگرچه به آن درازی نباشد...تهران مثل دکتر جکیل و مستر هاید دو شخصیت متفاوت از هم دارد، با این تفاوت که باید جای شب و روز این دو شخصیت را عوض کرد. روز تهران از آن مستر هایدی است که از هیچ شرارتی فروگذار نیست. شرارت که سهل است حتی در روز تهران نفس هم نمی شود کشید. برای جای پارک می شود، تا حد دوئل پیش رفت. برای یک سبقت بی جا و حتی باجا می شود مثل گلادیاتورها به جان هم افتاد و برای ۵۰ تومان بالا یا پایین می شود با قفل فرمان به جان مسافر و راننده تاکسی افتاد.می شود به اندازه یک خیابان گرد بی خانمان چرک و کثیف و دود گرفته شد. می شود از صدای بوق و مته های آسفالت کن و آژیرهای بی مورد و بامورد به ستوه آمد. می شود خفقان گرفت و هلاک شد. می شود تنگی نفس گرفت و مرد. می شود... اما شب های تهران از آن خواب گردها و عاشقان و قلندران تنها و بی همدم است. شهری پرکرشمه اما بدون حضور خوبانی که از شش جهت می توانند بر سر شب این شهر فرود آیند...تهران تنها شهری است که شب هایش در قلمرو دراکولاها و خون آشامان نیست و آدمکش های فراری آن قدر در روز به کار خود رسیده اند که شب ها اسیر لشکر خواب می شوند. در عوض تمام شب این شهر بزرگ به مالکیت تمام عیار خواب گردها و عاشقان و قلندران درمی آید. می شود در سکوت دلنشین شهر قدم زد، یا که بر پرایدی معمولی به اتوبان گردی مشغول شد و آواز آوازه خوانی را گوش کرد که می خواند: سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی...شب های تهران بی حضور کلوپ های شبانه یا دخمه های پردود و دم، مجالی است برای فکر کردن، یا که خیال بافتن و نفس کشیدن. می شود تنهایی را با این شهر تاریک قسمت کرد و روی جدول پیاده رویی نشست و به صدای سیرسیرک ها و کولرهای خراب گوش کرد و توسن سرکش خیال را در آسمان کم ستاره تهران به جولان درآورد... تهران از نیمه شب، قطعه ای است از بهشت بی آزاری که کسی را با کسی کاری نیست و می شود بی مزاحمت چشم ها و زبان ها قدم زد یا که اتوبان گردی کرد یا که کنار بساط خیابان گردی خواب گرد دمی آسود.شب های تهران شب های آسودگی است که گنجایش همه عشاق دل شکسته و خسته و تنهای دنیا را دارد. کجایید ای سینه سوختگان.